دیدی وقتی میخوای یه کار بزرگ شروع کنی اولش همه می گن ما هم هستیم؟

داستان ما 3 تا هم از یه همچین شروعی بی نصیب نبود!

فکر می کنم ترم 2 ارشد بودیم که این جرقه به ذهن من خورد که حالا که یه کلاس به این باحالی و خلاقی و خفنی داریم،بیایم کنار هم یه کاری هم راه بندازیم مرتبط با رشته ی خودمون(معماری داخلی).

اولش فکر کنم حدود 12-13 نفری بودیم،چشتون روز بد نبینه مگه به نتیجه می رسیدیم!؟😅

دیگه کم کم یکی یکی برای بچه ها موقعیت های مختلفی پیش اومد و رفتن دنبال سرنوشتشون😉

و ما موندیم و یه عالمه ایده که سریع تقسیم وظایف کردیم و ادامه دادیم تا الآن…